English Website E-Mail Contact Searcg login
  Send To Friends   Save Page
       اخبار و رسانه   > دغدغه‌ها و راهبردهای مهندس پیوندی برای توسعه و پیشرفت تاپیکو

در گفتگو با مدیرعامل جدید تاپیکو تشریح شد؛
دغدغه‌ها و راهبردهای مهندس پیوندی برای توسعه و پیشرفت تاپیکو

ارسال شده در : سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۵

دانش نفت: مهندس محمد حسن پيوندي، مديري خوشنام و توسعه گرا در صنعت به ويژه صنعت پتروشيمي‌است. او به عنوان بيستمين مدير قدرتمند پتروشيمي‌جهان، اينک در راس هلدينگي قرار گرفته که ارزش ذاتي اش حدود ۴.۳۵ هزار ميليارد تومان است. همين انتصاب کافي بود تا روند نزولي تاپيکو در بورس که سهامداران و اهالي بورس بدان عادتي نااميد کننده کرده بودند، با جهشي خيره کننده در هفته گذشته همراه شده و موجب بازگشت اميد دوباره به سهامداران و بورس گردد. بر اين اساس، انتصاب مهندس پيوندي با سه دهه تجربه ارزنده و درخشان در صنعت پتروشيمي‌و نفت و گاز ايران در بزرگترين هلدينگ شستا نويد بخش آينده اي روشن و پر اميد براي اين شرکت بسيار مهم و باارزش پرتفوي چند ميليارد دلاري خواهد بود. اين انتصاب مهم بهانه اي شد تا در يک بعد از ظهر گرم تابستاني مخاطب ايشان قرار بگيریم و او از دغدغه‌ها و برنامه‌هايش براي بازگشت دوباره‌اميد و توليد و رونق به تاپيکو برايمان سخن بگويد.

جناب مهندس، به واقع چگونه شد که مسووليت خطير تاپيکو را با وجود چالش‌هاي بسيار ان پذيرفتيد؟

من کاملا به سختي‌ها و مشکلات در مسووليت جديد آگاه بودم. چند انگيزه مهم به من اين قدرت و اعتماد به نفس را داد که اين مسووليت مهم را قبول کنم. اولين انگيزه‌ام اين بود که من متوجه شدم که قرار است براي کساني کارکنم که جزو محروم‌ترين اقشار جامعه هستند و اين مسووليت در واقع حق و حقوق و امانت 41 ميليون مستمري بگير تامين اجتماعي است. خوب اين موضوع براي من خيلي ارزشمند بود، هر چند بنده قبلا هم در شرکت ملي صنايع پتروشيمي‌به کل کشور و مردم ايران خدمت کرده‌ام و به هرحال اين مسووليت هم براي من ارزشمند بود. در حقيقت اگر اسم اين مسووليت را بگذارم مسووليت بخش خصوصي که خيالم راحت بود که به اصطلاح در جهت منافع مردم و منافع ملي و کساني که نيازمند اين خدمت هستند که اگر کار مثبتي انجام بدهم خيلي ارزشمند و مهم خواهد بود. بنابراين يک انگيزه بزرگ اين بود يعني خدمت به 41 ميليون مستمري بگير تامين اجتماعي. انگيزه دوم اين بود که اصولا معتقدم که اين همه سال در صنعت پتروشيمي‌بوده‌ام و در جبهه‌هاي مختلف و حوزه‌هاي گوناگون آن انجام وظيفه کرده‌ام، اينجانب در پتروشيمي‌از شيفت يا operation کار کرده‌ام تا طراحي و مهندسي، کانستراکشن و مسووليت راه‌اندازي صاحب تجربه ذيقيمتي هستم. تا الان که با شما صحبت مي‌کنم، مسووليتي به من گفته نشده است که بخواهم عقب نشيني کنم و آن مسووليت را نپذيرم. بنابراين از اين که کاري سخت باشد هراسي ندارم و معتقدم که مساله ساده را همه مي‌توانند حل کنند و اگر توانستي يک کار پيچيده اي را درست و صحيح و سالم به سرمنزل مقصود برساني، آن مهم و با ارزش است. بر اين اساس، اينجانب به توفيق اللهي و ياري خداوند از عملکردم در طول دوران زندگي و دوران خدمتم در کشور بسيار راضي هستم و معتقدم که به هر حال در اين سالها خوب عمل کرده‌ام.از نگاهي ديگر اينجانب به غير از حقوق قانوني که جمهوري اسلامي‌به من در اين سالها داده است هيچ چيز ديگري وارد زندگي ام نشده است بنده هيچ گاه تقاضاي مالي از تشکيلات و از دولت نداشته‌ام و غير از وام مسکن و وام خودرو هيچ تسهيلات ديگري از بانک‌ها نگرفته‌ام. در حال حاضر، هم مسکن و محل زندگي ام متعلق به فرزندانم است و هم اتومبيلم. به بيان ديگر به غير از 123 متر آپارتمان در حاشيه خيابان اندرزگو و يک خودرو چيز ديگري از مال دنيا ندارم و حقوقم هم پس انداز فرزندانم است و خوشبختانه هيچ وابستگي به احدالناسي به غير از خدا نداشته و انشاءا... نخواهم داشت. از هيچ کس هم تقاضايي نداشته‌ام و حسادت هيچ کس را هم نداشته‌ام. اين بک گراند و

پشتوانه اي است که براي من بسيار ارزشمند بوده است. در همين حال، با توجه به اينکه انسان اهل مشورتي هستم، علي رغم اينکه دوستان زيادي من را از پذيرفتن مسووليت جديد برحذر داشتند و عنوان مي‌کردند که تو به جايي مي‌روي که گرفتاري، مشکلات و چالش‌هاي زيادي دارد و شايد مسايل مالي تخصص شما نباشد، اما با احترام به همه دوستانم بايستي بگويم که من براي «تاپيکو» برنامه دارم و با برنامه به تاپيکو آمده‌ام و من صرفا براي يک شغل به تاپيکو نيامده‌ام چرا که اگر قرار بود که فقط يک شغل داشته باشم، حداکثرش اين بود که مديرعاملي يکي از شرکتهاي توليدي در بخش خصوصي صددرصدي مي‌شدم و حقوق خوبي هم مي‌گرفتم. بنابراين من دنبال صرفا شغل نبودم. خدمت آقايان محترم، هم رياست محترم سازمان تأمين اجتماعي و هم هيات مديره و رياست محترم شستا عرض کردم که من به تاپيکو مي‌آيم با هدف سازندگي و آمده‌ام براي آينده سازي براي هلدينگ تاپيکو، با اين رويکرد که اين هلدينگ نيروي کافي، لازم و متخصص را براي توسعه در سالهاي آتي داشته باشد و مسير بسيار مهم حفظ منافع مستمري بگيران را به بهترين شيوه اي تامين کند، به همين دليل من براي آینده تاپيکو الگو دارم.

لطفا در مورد اين الگو بيشتر توضيح بفرماييد؟

الگويم کاري است که در اراک انجام داده‌ام. در پتروشيمي‌اراک بنده 20 مهندس از دانشگاه‌هاي صنعتي کشور و 20 تکنسين را انتخاب و 2 سال کار آموزشي و مديريتي تبيين کرديم و اين افراد را آموزش داديم. جالب است که بگويم الان صنعت پتروشيمي‌را همين افراد دارند اداره مي‌کنند، حتي در خارج از کشور هم براي راه‌اندازي اعزام شده‌اند. در حقيقت کار دقيق علمي‌روي اين 40 نفر در 2 سال انجام شد. بنده در هلدينگ تاپيکو هم همين کار را خواهم کرد و نسبت به شناسايي نخبه‌ها اقدام خواهم کرد. حتي من گفته‌ام که حاضرم دانشجوهاي نخبه دانشگاه را با کسب مصوبه از مجمع و همچنين سازمان، بورسيه نماييم. با آموزش تخصصي اين نخبگان، آينده تاپيکو به بهترين نحوي تضمين مي‌شود.

چقدر به مقوله آموزش که متاسفانه در صنعت کشور کم رنگ شده است اعتقاد داريد؟ کيفيت نيروي انساني را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

اينجانب کلا انساني هستم که به مقوله‌اموزش اعتقاد جدي دارم و خيلي خوب هم از اين رويکرد جواب گرفته‌ام. مساله مهم ديگر اين است که هيات مديره‌هاي شرکتهاي زير مجموعه تاپيکو بايد کيفيت داشته باشند. در حقيقت کيفيت، اصلي زندگي ام است. ببينيد! يک کاري که مديريتش صددرصد درسالهاي اخير در اختيار خودم بوده است و الان تبديل به يک برند شده است، برگزاري کنفرانس بين‌المللي پتروشيمي‌ايران است که در حال حاضر در دنيا به يک برند تبديل شده است. هر فردي که در اين کنفرانس شرکت کرده و هرکس که اين کنفرانس را ديده و دستاوردهايش را رصد کرده به اعتبار آن صحه گذاشته است. ما در برگزاري اين کنفرانس، بدون اينکه هزينه اي به دولت تحميل کنيم و حتي در اين کنفرانس درآمدزايي هم براي کشور داشته‌ايم ضمن آنکه کيفيت و آبروي کشور هم حفظ شده و اين مهم برايم از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. بنابراين يکي از مولفه‌هايي که خيلي به آن اعتقاد دارم اين است که ما تعداد زيادي هيات مديره داريم، هم در شرکتهايي که مديريت داريم و هم در شرکتهايي که در آن‌ها عضو داريم،حتما بايد کيفيت اعضاء بالا برود. يعني اين هيات مديره‌ها به کيفيتي باشند که مسايل و زندگي کاري شرکت مبتوعشان را در جزيي‌ترين موارد بدانند و البته به اعتقاد من لزومي‌ندارد هر لحظه هيات مديره تشکيل شود.

ببينيد! من 5 سال رئيس هيات مديره «آرياساسول» بودم که سرمايه گذاري مشترک ايران و آفريقاي جنوبي بود و ما دو ماهي يکبار جلسه هيات مديره داشتيم، اما در اين دو ماه به‌اندازه يک کتاب قطور خروجي و بازدهي داشتيم. در اين فاصله دو ماه که هيات مديره برگزار مي‌شد، بررسي مي‌کرديم که در بخش‌هايي مختلف شرکت چه گذشته، در توليد، در بازرگاني، در سود و ... . همچنين مشکلات و چالش‌ها چه بوده و ... و تقريبا مي‌توان گفت که هر 2 ماه يک تراز و يک تصوير بسيار روشن و شفاف از شرکت آريا ساسول و اينکه در آن جلسه تصميم مي‌گرفتيم که در 2 ماه آينده چه مي‌خواهيم انجام دهيم و نقشه راه آينده مان چيست و چه نيازهايي داريم.

دغدغه بعدي ام فرهنگ ايمني است. فرهنگ ايمني مقوله اي است که براي من بسيار اهميت دارد يعني حفظ و حراست از جان انسان‌ها اولويت اول و اصلي من است.

فرهنگ ايمني چه تاثيري بر اصل توليد و بهره وري مي‌گذارد؟ نگاه جنابعالي به توليد متناسب با ظرفيت چگونه رويکردي است؟

تاثر مستقيمي‌دارد. اولويت اول و جدي من اين است که اگر انسانها و جان شريف آنها را حفظ کرديم، دستگاه‌ها و تجهيزات واحدها هم حفظ خواهند شد و به بهترين نحو کار خواهند کرد. اگر به مشکلات نيروي انساني و چالش‌هاي خود و خانواده اش رسيدگي کرديم، مطمئن باشيد که دستگاه و تجهيزاتمان هم سالم خواهند بود و توليد مان هم خوب خواهد بود. اعتقاد ديگرم در مقوله عملياتي و فني اين است که هر واحدي بايد روي ظرفيت خويش کار کند. به طور کلي واحد طراحي نشده است که زير ظرفيت کار کند. بي ترديد واحدي که زير ظرفيت کار مي‌کند هزينه‌هايش بالاتر است به خاطر اينکه واحد با يک حساب و کتاب‌هايی براي کار در ظرفيت اسمي‌اش طراحي و با يک پارامترهايي که ارتباط منطقي رياضي و ترموديناميکي با هم دارند شکل گرفته است. بنابراين وقتي واحدي زير ظرفيت کار مي‌کند، سربار واحد شامل هزينه‌هاي نيروي انساني، حقوق، خدمات و ... همان است و فقط خوراک واحد کم شده است و براي اينکه اين خوراک را در ظرفيت 100 درصد به سيستم بتوانيم تحميل کنيم، مجبوريم حجم زيادي يوتيليتي اضافي شامل آب، برق، اکسيژن، و نيتروژن مصرف کنيم و ... . نمونه آن کمپرسور است. در حقيقت کمپرسور طراحي شده است که با ظرفيت مشخصي گاز را وارد کند. بالاخره وقتي در خوراک کمبود وجود دارد در يک مسير فرآيندي مجبور مي‌شويد که از خروجي تان به کمپرسور برگرداني چون کمپرسور ظرفيت کامل را مي‌فهمد و نه کمبود خوراک را . معني اش اين است که «پاور» توربين بايستي کامل باشد.

هلدينگ نفت و گاز و پتروشيمي‌تاپيکو از شرکت‌هاي زيادي در حوزه‌هاي مختلف تشکيل شده است. براي تعامل موثر اين شرکت‌ها آيا برنامه اي در دستور کار داريد؟

بله. موضوع و دغدغه ديگرم هم افزايي است و اين مهم جزو اعتقادات من است. در شرکت شستا و هلدينگ تاپيکو مجموعه‌هايي وجود دارند که مي‌توانيم اين هم افزايي را افزايش دهيم. برخي نيازها و خدمات است که ما لزومي‌ندارد از بيرون «تاپيکو» اين خدمات را بگيريم. ممکن است که در داخل خود شستا بانک داشته باشيم، خوب لزومي‌ندارد که پولمان را در بانکهاي ديگر بگذاريم. يا فرض کنيد مخازني داريم در يک شرکت زير مجموعه که خالي افتاده است و ما دنبال مخزن از يک مجموعه بيرون تاپيکو مي‌رويم! يا خدمت حمل و نقل داريم و يا خدمات ديگر در شرکتهاي زير مجموعه که آنها را بايستي در راستاي هم افزايي و استفاده از ظرفيت‌هاي داخلي تاپيکو مديريت کنيم.

جناب مهندس به طور مشخص برنامه شما براي پالايشگاه ستاره خليج فارس چيست؟

به نکته خوبي اشاره کرديد. از جمله دغدغه‌هايم پالايشگاه مهم و استراتژيک ستاره خليج فارس است. ما در ستاره خليج فارس 49 درصد سهم داريم. اين پروژه براي کشور خيلي مهم است. من خودم شخصا (سه شنبه 19/5/95) – اين مصاحبه روز دوشنبه گذشته گرفته شده است- عازم بندرعباس هستم و دو روز آنجا خواهم بود و به مسايل رسيدگي خواهم کرد. برنامه‌ام اين است که به اين پروژه مهم بيشتر رفت و آمد کنم چون به هر حال به عنوان يک مدير پروژه اي و مديري که «استارتاپ منيجر» و سالها مسوول راه‌اندازي بوده است، اين پروژه را براي کشور بسيار پر اهميت مي‌دانم چرا که محصولاتي که توليد خواهد کرد بسيار مهم هستند. پالايشگاه ستاره خليج فارس از دو منظر پروژه بسيار با اهميتي است هم از نظر فرآورده استراتژيک و بنزيني که براي کشور در استانداردهاي بالاي يورو توليد مي‌کند و هم از نظر ميعانات گازي (کاندنسيت) که به بهترين نحوي در پروژه مصرف مي‌شود، در حقيقت کاندنسيت به عنوان خوراک در بهترين شرايط به مصرف مي‌رسد. در دوره مديريتم تلاش خواهم کرد که به مديريت ستاره خليج فارس کمک کنم و به هر حال ما که به عنوان تاپيکو 49 درصد سهام اين پالايشگاه را داريم بايد به‌اندازه 49 درصد سهم مان منابع مالي به آن تزريق کنيم که سرعت پروژه افزايش پيدا کند و در نهايت اين پروژه به موقع به توليد برسد. در عين حال بايد براي پروژه مزبور نيروي انساني کافي و متخصص تربيت کنيم. بنده به اين مسايل فوق العاده حساس هستم.

نظر جنابعالي درباره اتفاقات و حوادثي که اخيرا در صنعت پتروشيمي‌رخ داده چيست و راه حل چيست؟

به اعتقاد من، در واحدهاي توليدي و حوادثي که اخيرا اتفاق افتاده نشان مي‌دهد که بايستي چشمانمان بيشتر باز باشد و به پرسنل مان و نيروي انساني مان بيشتر اهميت بدهيم. بالاخره بخش عمده حوادث حاصل خطاهاي انساني است. به نظر من بايد انگيزه‌ها بالا برود که به تبع آن حس فداکاري در پرسنل افزايش پيدا کند. در بخش خصوصي هم نبايد اين تفکر باشد که نيروي انساني صرفا براي سرمايه گذار يا سهام دار در حال کار است، همه بايد فکر کنند براي مردم و دولت کار مي‌کنند. در اين خصوص يک مثالي مي‌زنم. يک کارمند معمولي در واحد دولتي هميشه فکر مي‌کند براي کشورش کار مي‌کند و صاحب کارخانه و واحد توليدي، مملکت و کشورش است. بر اين اساس، معتقدم در بخش خصوصي هم نيروي انساني نبايد فکر کند که تا ديروز براي دولت کار مي‌کرده و الان براي سرمايه گذار و سهام دار کار مي‌کند. اين فرهنگ را بايستي تغيير داد و طوري عمل کنيم که پرسنل و نيروي انساني احساس تعلق و کار براي کشور را داشته باشد نه براي ديگران.

اعتقاد دارم که از نظر روحي و رواني و اهميت دادن جدي به نيروي انساني بايستي روابط بسيار خوبي با پرسنل برقرار شود تا احساس همدلي و فداکاري در نيروي انساني به وجود بيايد و نهادينه شود. در حقيقت بر دل‌ها بايستي حکومت کرد، اگر بر دل‌ها حکومت کني بي شک بر پروسس و فرآيند توليد هم حکومت

کرده اي و خودبخود کارها به جلو مي‌رود و تجهيزاتمان و دستگاههايمان به بهترين نحوي کار خواهند کرد. در اين ارتباط بنده تلاش خواهم کرد که اين روابط انساني احياء گردد. اخيرا هم آقاي مهندس زنگنه وزير محترم نفت بخشنامه اي ابلاغ کرده‌اند که بنده از اين بخشنامه بسيار خوشحال شدم. هرچند ممکن است اجراي آن سخت باشد ولي تلاش خواهم کرد مديران شرکتهاي توليديمان مقيم آن مناطق عملياتي و واحدهاي توليدي باشند. اين تلاش را خواهم کرد نه به خاطر اينکه نمايندگان مجلس مي‌گويند چرا مديران بومي‌نيستند بلکه اين واقعيت است از اين ديدگاه که وقتي مديري بالاي سر پرسنل اش است احساس آرامش به پرسنل تزريق مي‌گردد. بنابراين بنده از اين ديدگاه اين موضوع را مطرح مي‌کنم نه از اين ديدگاه که مديران پروازي خوب نيستند. در حقيقت پرسنل وقتي احساس کند که شما به عنوان مدير براي او اهميت قائل هستي و در کنارش هستي، در حادثه‌ها هم شريک اش مي‌شوي و فقط در سود و زيان با او نيستي. در برنامه اي ديگر، فرهنگ کارانه را بايستي دنبال کنيم و توسعه دهيم و از اتلاف جلوگيري و بهره وري را بالا ببريم. اگر بتوانيم بهره وري را بالا ببريم، قطعا عوايد اين افزايش بهره وري به نيروي انسان شاغل مان، دولت و ملت خواهد رسيد.

تشکر مي‌کنم از وقتي که در اختيار دانش نفت گذاشتيد.




نظرسنجی

نقش وب سایت شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین در امر اطلاع رسانی را چگونه ارزیابی مینمایید؟

   : عالی
   : خوب
   : متوسط
   : ضعیف
خبرنامه

در صورت تمایل به دریافت آخرین اخبار شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین با ما همراه شوید.

newsletter

کلیه حقوق این مجموعه محفوظ و متعلق به شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تامین میباشد.
طراحی و پیاده سازی : آروین رسانه
login